عملگرایی راهبردی در اندیشة سیاسی امام خمینی(ره)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ایران

چکیده

انقلاب های سیاسی دارای ویژگی های منحصربه فرد بوده و بر اساس الگوی کنش رهبران سیاسی خود معنا پیدا می کند. انقلاب اسلامی ایران به گونه ای اجتناب ناپذیر با اندیشه سیاسی و راهبردی امام خمینی پیوند یافته است. اندیشه های امام خمینی شکل خاصی از مدل های کنش انقلابی را در ساختار سیاسی ایران و نظام بین الملل به وجود آورد که بر اساس نشانه هایی از عمل گرایی راهبردی تفسیر می شود. چنین رویکردی به معنای آن است که تحولات سیاسی و کنش انقلابی ایران تحت تأثیر آموزه های ایشان به این دلیل روند پیروزی سیاسی و گسترش قدرت منطقه ای را پیدا نمود که بر اساس نشانه هایی از عمل گرایی بوده است. عمل گرایی انقلابی نشانه هایی از کنش سیاسی مبتنی بر ابتکار عمل جهت کنترل فضای سیاسی و اجتماعی را منعکس می سازد. انقلاب اسلامی ایران همانند بسیاری از انقلاب های سیاسی به مثابه دگرگونی سریع، بنیادین و اثربخش در ساختار داخلی و محیط پیرامونی محسوب می شود. تحول انقلابی که توانست ارزش ها و اسطوره های مسلط بر یک جامعه، نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی و الگوی کنش راهبردی را تحت تأثیر قرار دهد. تغییر در نهادها، ارزش ها و فرآیندهای سیاسی در جوامع انقلابی نیازمند رهبرانی است که از قابلیت لازم برای عمل گرایی تاکتیکی و راهبردی برخوردار باشند. پرسش اصلی مقاله مبتنی بر این گزاره است که: «الگوی رهبری سیاسی امام خمینی دارای چه ویژگی هایی بوده و چه تأثیری بر فرآیند انقلاب اسلامی به جا گذاشته است؟» فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که: «رهبری انقلاب اسلامی مبتنی بر نشانه هایی از عمل گرایی راهبردی بوده و زمینه حفظ و تثبیت انقلاب اسلامی ایران را به وجود آورده است». در این مقاله از روش شناسی تفسیری استفاده شده و بیانگر آن است که هر یک از پژوهشگران می توانند الگوی خاصی از کنش انقلابی رهبران سیاسی را تفسیر نمایند. چارچوب نظری مقاله مبتنی بر «نهادگرایی مشارکتی رهبران انقلاب» بوده که منجر به افزایش میزان مشروعیت و کارآمدی سیاسی رهبران انقلاب می شود

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Strategic Pragmatism in Imam Khomeini's Political Thought

نویسنده [English]

  • Ibrahim Motaqi
Professor, Faculty of Law and Political Science, University of Tehran،Iran
چکیده [English]

Political revolutions have unique characteristics and it makes sense according to the model of action of its political leaders. The Islamic Revolution of Iran is inextricably linked with the political and strategic thinking of Imam Khomeini. Imam Khomeini's thoughts have created a special form of revolutionary models in the political structure of Iran and the international system, interpreted on the basis of signs of strategic pragmatism. Such an approach implies that the political and revolutionary developments of Iran, under the influence of imam's teachings, have led to the process of political victory and the expansion of regional power, which has been based on signs of pragmatism.
Revolutionary pragmatism reflects the signs of political action based on the initiative to control the political and social environment. The Islamic Revolution of Iran, like many political revolutions, is considered as a rapid, fundamental and effective change in the internal structure and peripheral environment. Revolutionary transformation that could affect the dominant values ​​and myths of a society, political institutions, social structure, and strategic action patterns. Changes in institutions, values, and political processes in revolutionary societies require leaders who have the capability to take tactical and strategic pragmatism.
The main question of the article is based on this proposition: "What is the characteristic of the political leadership of Imam Khomeini, and what has influenced the process of the Islamic revolution?" The hypothesis of the article points out that: "The leadership of the Islamic Revolution based on Are signs of strategic pragmatism and have created the ground for the preservation and consolidation of the Islamic Revolution of Iran". In this paper, interpretive methodology has been used and it is indicated that each of the researchers can interpret a particular pattern of revolutionary action of political leaders. The theoretical framework of the paper is based on the "participatory institutionalism of revolution leaders", which leads to an increase in the level of legitimacy and political efficiency of revolutionary leaders.
 

-     آبراهامیان، یرواند (1391). ایران بین دو انقلاب. ترجمة: احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، چاپ هجدهم، تهران: نشر نی.

-     حسینی‌زاده، محمدعلی (1389). اسلام سیاسی در ایران. قم: انتشارات دانشگاه مفید.

-     خمینی، روح‌الله (امام) (1357). ولایت‌فقیه؛ حکومت اسلامی. تهران: انتشارات امیرکبیر.

-        خمینی، روح‌الله (امام) (1378). صحیفه امام. ج. 2، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

-        خمینی، روح‌الله (امام) (1378). صحیفه امام.ج. 3، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

-        خمینی، روح‌الله (امام) (1378). صحیفه امام، ج. 4، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).

-     فوکو، میشل (1377). ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر دارند؟. ترجمه: حسین معصومی همدانی، تهران: نشر هرمس.

-     فوکو، میشل (1379). ایران، روح یک جهان بی‌روح. ترجمه: نیکو سرخوش و افشین جهانگیری، تهران: نشر نی.

-     الگار، حامد (1355). دین و دولت در ایران. ترجمه: ابوالقاسم مهدی، تهران: انتشارات توس.

-     نهضت آزادی (1351). مبارزات رهبران مذهبی. مجاهد، شهریور.

-     هانتینگتون، ساموئل (1370). سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی. ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: نشر علم.

-     هورات، دیوید (1378). نظریة گفتمان در دیوید مارش و جری استوکر (ویراستار)، روش و نظریه در علوم سیاسی، ترجمة: امیرمحمد حاج‌یوسفی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

 

-     Hagopian, M (1974). “The Phenomenon of revolution”. New York: Dodd, Mead and Co.