بررسی مولفه‌های فرهنگ سیاسی شیعه در اندیشه سیاسی شریعتی (مطالعه موردی اجتهاد، هجرت، امر به معروف و نهی ازمنکر)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی در اسلام ، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

2 هیات علمی دانشگاه شاهد

چکیده

شریعتی نظریه‌پرداز اسلام سیاسی چپ در ایران و از جمله نخبگان و متفکران بنام جهان اسلام است. شناخت افکار و اندیشه‌های شریعتی از ابعادی متفاوت به‌خصوص زمانی که آثارش نقش جهت‌دهنده‌ای در انقلاب اسلامی ایران ایفا کرده است، اهمیتی ویژه یافته است. پژوهش پیش‌رو درصدد شناخت مؤلفه‌های فرهنگ سیاسی شیعه در اندیشۀ شریعتی و پاسخ به این سؤال است که این مؤلفه‌ها چگونه در اندیشۀ سیاسی او متجلی شده‌اند؟ بر این اساس در چارچوب نظریۀ ساختار-کارگزار و به‌طور خاص، نظریۀ عاملیت و فرهنگ مارگارت آرچر و با استفاده از روش کیفی تحلیل اسنادی و با مراجعه به آثار به‌جامانده از وی، سه مؤلفۀ اجتهاد، هجرت و امر به معروف و نهی از منکر بررسی شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد هر سه مؤلفه نه‌تنها جایگاه مهمی در اندیشۀ شریعتی دارند، بلکه می‌توان بر این ادعا خطر کرد که نظریۀ اسلام انقلابی او بر پایۀ این سه مؤلفه است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating Components of Political Culture of Shiism in Shariati’s Political Thought (Case Study: Ijtihad, Hegira (Migration) and Enjoining the Good and Forbidding the Evil)

نویسندگان [English]

  • Bahman Zarei 1
  • zahed ghafari hashjin 2
1 University
2 Faculty member of Shahed University
چکیده [English]

Ali Shariati was a leftist theorist of political Islam and a renowned elite and thinker in the world of Islam. Understanding Shariati’s thoughts and studying them from various aspects have gained significance especially when his works played an inspiring role in the culmination of the Islamic Revolution. This paper aims to identify components of political culture of Shia school of thought in Shariati’s political thought to find an appropriate answer to the principal question of “How did these components manifest in his political thought?” On this basis, based on the agent-structure theory, and Margaret Archer’s theory of structure agency and culture in particular, as well as Shariati’s works we have studied the three components of Ijtihad, Hegira (Migration) and Enjoining the Good and Forbidding the Evil by qualitative analysis of documents. Findings of the paper indicate that not only all three components have important standing in Shariati’s thought, but also it can be claimed with some degree of risk that his ‘theory of revolutionary Islam’ is based on the said components

کلیدواژه‌ها [English]

  • : Ijtihad
  • Enjoining the Good and Forbidding the Evil
  • Hegira (Migration)
  • Political Culture
  • Political Thought